زمین پهناور و هموار؛ جلگه؛ بیابان؛ صحرا.
نخستین پولی که کاسب و پیشهور در آغاز کار روزانه از خریدار میگیرد؛ دخش؛ دستلاف. =دشتان
(دَ) [ په . ] (اِ.) صحرا، زمین پهناور و ناهموار.
( ~.) (اِ.) 1 - دستلاف . 2 - پیش مزد. 3 - (عا.) فروش اول هر کاسب . ؛ ~ کردن نخستین بار پول گرفتن ، فروختن جنس اولین بار در هر روز. ؛ ~ کسی را کور کردن کنایه از: اولین بار فروش از او نسیه خریدن ، موجب کسادی کار او شدن .
۱درست ۲همه – کامل – تمام
۱دشت – زمین هموار ۲قشلاق ۳میدان
تکیه ای: dašd
طاری: dašd
طامه ای: dašd
طرقی: dašd
کشه ای: dašd
نطنزی: dašd
اولینفروش، دستلاف
بیابان، جلگه، صحرا، فلات، هامون
۱. بیابان، جلگه، صحرا، فلات، هامون
۲. اولینفروش، دستلاف