Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دسماء

تلفظ بین المللی : /dasmˈɑ/ تلفظ :‌ [dasm'A]
لغت نامه دهخدا
  • دماء
  • او دسمال
  • دس دسمال
  • دسمال سما
  • دسمان
  • شیر دسمال هکاردن
  • چار دسمالی
  • دو دِسماله
  • دِسمال
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دسماء. [ دَ ] ( ع ص ) نعت مؤنث است از دسمة که به معنی تیره گون گردیدن باشد. ( از منتهی الارب ). مؤنث أدسم به معنی تیره گون. ( از آنندراج ). دارای دسمة. ( اقرب الموارد ). ج ، دسم [ دُ / دُ س ُ ].( از اقرب الموارد ). و رجوع به دُسمة و أدسم شود.
- عمامة دسماء ؛ عمامه سیاهرنگ. روایت است که پیامبر اسلام «خطب و علیه عمامة دسماء». ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • دماء
  • او دسمال
  • دس دسمال
  • دسمال سما
  • دسمان
  • شیر دسمال هکاردن
  • چار دسمالی
  • دو دِسماله
  • دِسمال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات