دستیاری. [ دَس ْت ْ ] ( حامص مرکب ) امداد و اعانت و مددکاری. ( آنندراج ). مدد. ( شرفنامه ٔمنیری ). یاری و نصرت و حمایت و دستگیری. ( ناظم الاطباء ). معاضدت. مساعدت. کمک. عون. مظاهرت : وجود تو تا دستیاری ندادنشد صنعت آفرینش تمام.ظهیر فاریابی ( از شرفنامه ).تا پا ننهی به دستیاری از دوست مخواه دوستاری.امیرخسرو دهلوی.- دستیاری کردن ؛ کمک کردن. معاضدت کردن. پایمردی کردن. زیر بال کسی را گرفتن. پشتیبانی ک...
فرهنگ عمید
کمک، امداد، معاونت.
فرهنگ فارسی
۱ - مدد کاری معاونت . ۲ - شاگردی . ۳ - عمل و رتبه کمک استاد ( دانشگاه ) یا پزشک .
دانشنامه عمومی
دستیاری (پزشکی)دستیار آموزشیدستیاری پژوهشیدستیاری کارگردانwiki: علوم پزشکی دوره ای است عملی و تکمیلی در تحصیلات آموزش عالی که در بسیاری از کشورها پس از اخذ دکترای حرفه ای توسط پزشکان گذرانیده می شود. به شخصی که این دوره را می گذراند رزیدنت گفته می شود.دانش آموختگان این دوره به عنوان متخصص، با درجه تخصص رشته گذرانده شده وارد بازار کار می شوند پس از پایان این دوره پزشک قادر خواهد بود در دوره فوق تخص...