Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دستی باف

تلفظ بین المللی : /dˈasti bˈɑf/ تلفظ :‌ [d'asti b'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دستی بافی
  • با خام دستی زدن
  • پشت دستی یا ضربه با پشت راکت
  • دست باف
  • جوشکاری با الکترود دستی پوشش دار
  • دست بافت
  • دسته یا بافه گندم
  • دست بافی
  • بافه مسی دسته 6
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دستی باف. [ دَ ]( نف مرکب ) دستی بافنده. دست باف. آنکه با دست چیزی رامی بافد. || ( ن مف مرکب ) دستی بافته. آنچه با دست بافته باشند. دست باف. و رجوع به دست باف شود.

فرهنگ فارسی

دستی بافنده . دست باف . آنکه با دست چیزی را می بافد .

کلمات مرتبط

  • دستی بافی
  • با خام دستی زدن
  • پشت دستی یا ضربه با پشت راکت
  • دست باف
  • جوشکاری با الکترود دستی پوشش دار
  • دست بافت
  • دسته یا بافه گندم
  • دست بافی
  • بافه مسی دسته 6
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات