کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دستگاه ضبط صوت
تلفظ بین المللی :
/dˈastɡˈɑh zabˈatsuːt/
تلفظ :
[d'astg'Ah zab'atsu:t]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
دستگاه ضبط صدا
دستگاه ضبط تصویر دیجیتال
دستگاه ضبط ویدئویی تحت شبکه
متصدی دستگاه ضبط
متصدی دستگاه ضبط صدا
دستگاه
دﺳﺘﮕﺎه
دستگاه اب رسان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
recorder (اسم)بایگان، ثبات، دستگاه ضبط صوت، صدا نگار، ضبط کننده، ضباطdictaphone (اسم)دستگاه ضبط صوت، دیکتافونtape recorder (اسم)دستگاه ضبط صوت، ضبط صوت، نوار ضبط کنphonograph (اسم)دستگاه ضبط صوت، گرامافون، گرام، صدا نگارtalking machine (اسم)دستگاه ضبط صوت، گرامافونwire recorder (اسم)دستگاه ضبط صوتphonographic (صفت)دستگاه ضبط صوت، گرامافون، گرام، صدا نگار...
کلمات مرتبط
نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
دستگاه ضبط صدا
دستگاه ضبط تصویر دیجیتال
دستگاه ضبط ویدئویی تحت شبکه
متصدی دستگاه ضبط
متصدی دستگاه ضبط صدا
دستگاه
دﺳﺘﮕﺎه
دستگاه اب رسان
نظرات