Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دستوربند

تلفظ بین المللی : /dastˈurband/ تلفظ :‌ [dast'uRband]
لغت نامه دهخدا
  • دستاربند
  • دستاربندان
  • دستاربندی
  • دستور بند
  • دستبند اهنین زدن به
  • دستبند زدن
  • دستبند مجرمین
  • دستهبندی
  • دستورنامه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دستوربند. [ دَ ب َ ] (نف مرکب ) متصدی و قاعده ایجاد. (آنندراج ). ناظم . سامان ده :
امور ملک را دستوربندم
به تدبیر و برآیم از که کمتر.

سنجر کاشی .



کلمات مرتبط

  • دستاربند
  • دستاربندان
  • دستاربندی
  • دستور بند
  • دستبند اهنین زدن به
  • دستبند زدن
  • دستبند مجرمین
  • دستهبندی
  • دستورنامه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات