کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دستوربند
تلفظ بین المللی :
/dastˈurband/
تلفظ :
[dast'uRband]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دستاربند
دستاربندان
دستاربندی
دستور بند
دستبند اهنین زدن به
دستبند زدن
دستبند مجرمین
دستهبندی
دستورنامه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
دستوربند.
[ دَ ب َ ] (نف مرکب ) متصدی و قاعده ایجاد. (آنندراج ). ناظم . سامان ده
:
امور ملک را دستوربندم
به تدبیر و برآیم از که کمتر.
سنجر کاشی .
کلمات مرتبط
دستاربند
دستاربندان
دستاربندی
دستور بند
دستبند اهنین زدن به
دستبند زدن
دستبند مجرمین
دستهبندی
دستورنامه
نظرات