دستنبویه. [ دَ تَم ْ ی َ / ی ِ ] ( اِمرکب ) دستنبو. دستنبوی. دستنبوه. دست انبویه. دست بویه. گلوله ای که از اقسام عطریات سازند و پیوسته در دست گیرند و بوی کنند. و آنچه از لخلخه و خوشبوی که آنرا به دست توان گرفت و به عربی شمامه گویند. ( برهان ). به معنی دستنبوی است. ( جهانگیری ). گلوله که از بوی های خوش سازند و ببویند. گلوله ای باشد مرکب از عطریات و آن را بجهت بوئیدن در دست دارند. ( غیاث ). شمام. ( ...