معانی کلمه : دستشویی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نوعی لگن سوراخ دار که دارای شیر و ظرف آب است و در پای آن دست ورو می شویند.
۲. توالت.
۳. (حاصل مصدر ) شستن دست.
۲. توالت.
۳. (حاصل مصدر ) شستن دست.
فرهنگ معین
(دَ ) (اِمر. ) جایی دارای شیر آب که در آن جا دست و روی را می شویند، توالت .
فرهنگ فارسی
دستگاهی که دارای شیروظرف آب است
۱ - عمل شستن دست ( و صورت ) . ۲ - ( اسم ) دستگاهی دارای شیر آب که بدان و صورت را شویند و آن نیز دارای ظرفی مقعر است که آب در آن ریزند و از مجرای آن وارد لوله شده خارج گردد .
۱ - عمل شستن دست ( و صورت ) . ۲ - ( اسم ) دستگاهی دارای شیر آب که بدان و صورت را شویند و آن نیز دارای ظرفی مقعر است که آب در آن ریزند و از مجرای آن وارد لوله شده خارج گردد .
مترادف و متضاد
توالت، مبرز، مستراح
۱. توالت، مبال، مبرز اصلاح، رتوش
۲. ترمیم، تعمیر
فرهنگ فارسی ساره
توالت
واژه نامه بختیاریکا
صَحرا
شَش چو
کِنارو
هووه هالو
شَش چو
کِنارو
هووه هالو
