Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دستان زدن

تلفظ بین المللی : /dˈastɑn zˈadan/ تلفظ :‌ [d'astAn z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • داستان زدن
  • دهستان زانوس رستاق
  • دستان
  • دستان و تزویر
  • دستان سرا
  • دستان ثابت
  • دستان متحرک
  • دستان بوتن
  • دستان کاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دستان زدن. [دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نغمه سرائی کردن. نغمه سرودن. آواز خواندن. آواز دردادن. سرود خواندن : یکی نغز دستان بزد بر درخت کزآن خیره شد مرد بیداربخت.فردوسی.هزاردستان دستان زدی بوقت بهارکنون همی نزند تا درآمدست خزان .فرخی.هزاردستان امروز در خراسان است به مجلس ملک اینک همی زند دستان.فرخی.کجا گلی است نشسته است بلبلی بر اوهمی سراید شعر و همی زند دستان.فرخی.جرس دستان گوناگون همی زدبسان عندلیبی ا...

فرهنگ معین

(دَ . زَ دَ ) (مص ل . ) سرودن ، نغمه خواندن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نغمه سرودن

کلمات مرتبط

  • داستان زدن
  • دهستان زانوس رستاق
  • دستان
  • دستان و تزویر
  • دستان سرا
  • دستان ثابت
  • دستان متحرک
  • دستان بوتن
  • دستان کاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات