Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست پرور

تلفظ بین المللی : /dˈast pˈarvar/ تلفظ :‌ [d'ast p'aRvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دست پرورده
  • دست پرورد
  • دست پروردگی
  • دست پرورده های فرگوسن
  • دوست پرور
  • دوست پروردن
  • پرارین دخت
  • دستارور
  • دست
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست پرور. [ دَ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) دست پرورد. دست پرورده. پرورش یافته از دست. ( غیاث ). پرورش یافته به دست ، مثل طفلی را که دایه اش باشد گویند: این دست پرورده اوست. ( آنندراج ). آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد. مُربّی ̍ : همه را دید دست پرور نازدست از آیین جنگ داشته باز.نظامی.تیرش تمام سینه پسند است و دل نشین این غمزه دست پرور طرف کلاه کیست.قدسی ( از آنندراج ).|| ( نف مرکب ) پرورنده به د...

فرهنگ عمید

کسی که زیردست کس دیگر پرورش یافته باشد، آن که تربیت شده و پرورش یافتۀ دست کسی باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد مربی .
دست پرورد دست پرورده پرورش یافته از دست .

کلمات مرتبط

  • دست پرورده
  • دست پرورد
  • دست پروردگی
  • دست پرورده های فرگوسن
  • دوست پرور
  • دوست پروردن
  • پرارین دخت
  • دستارور
  • دست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات