معانی کلمه : دست پرور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که زیردست کس دیگر پرورش یافته باشد، آن که تربیت شده و پرورش یافتۀ دست کسی باشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد مربی .
دست پرورد دست پرورده پرورش یافته از دست .
دست پرورد دست پرورده پرورش یافته از دست .
