کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-و-پا-کردن | کلماتور
معانی کلمه : دست و پا کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈast vˈa pˈɑ kˈardan/
تلفظ :
[d'ast v'a p'A k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
بی دست و پا کردن
بی دست و پا کرد
دست و پا
دست و پا زدن
دست و پا شکسته حرف زدن
دست و پا چلفتی
دست و پا هکاردن
دست و پا گیر
با دست و پا بالا رفتن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
struggle
(فعل)
تقلا کردن، کوشش کردن، مبارزه کردن، دست و پا کردن
flounder
(فعل)
بال بال زدن، دست و پا کردن، در گل تقلا کردن
واژه نامه بختیاریکا
هُل و پَل کردن
کلمات مرتبط
بی دست و پا کردن
بی دست و پا کرد
دست و پا
دست و پا زدن
دست و پا شکسته حرف زدن
دست و پا چلفتی
دست و پا هکاردن
دست و پا گیر
با دست و پا بالا رفتن
نظرات