Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست خایان

تلفظ بین المللی : /dˈast xˈɑjɑn/ تلفظ :‌ [d'ast x'AjAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دشت خاران
  • دست
  • دست افشانی
  • دست انداختن تقلیدی
  • دست انداختن شخص
  • دست انداختن و متلک گفتن
  • دست انداختن کسی
  • دست انداز جاده
  • دست انداز داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست خایان. [ دَ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) صفت بیان حالت از دست خاییدن. در حال دست گزیدن بعلامت پشیمانی. و رجوع به دست خاییدن شود.

فرهنگ فارسی

صفت بیان حالت از دست خاییدن در حال دست گزیدن بعلامت پشیمانی .

کلمات مرتبط

  • دشت خاران
  • دست
  • دست افشانی
  • دست انداختن تقلیدی
  • دست انداختن شخص
  • دست انداختن و متلک گفتن
  • دست انداختن کسی
  • دست انداز جاده
  • دست انداز داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات