کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دست به رو
تلفظ بین المللی :
/dˈast beː rˈu/
تلفظ :
[d'ast be: R'u]
پیمایش سریع
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
کسی که به حیله دستش برای همه رو شده است
دوست من ایرما به فنا می رود
دسته روی
لیگ دسته اول فوتبال رومانی
دست به بالا
دست به زمین و پاها در هوا
دست به هفت تیر
دست به گریبان شدن
واژه نامه بختیاریکا
واژه نامه بختیاریکا
( دست به رَو )
کسی که همیشه دستش روان است و در حال مبارزه است
کلمات مرتبط
دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
کسی که به حیله دستش برای همه رو شده است
دوست من ایرما به فنا می رود
دسته روی
لیگ دسته اول فوتبال رومانی
دست به بالا
دست به زمین و پاها در هوا
دست به هفت تیر
دست به گریبان شدن
نظرات