کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دست بنده
تلفظ بین المللی :
/dˈast bˈandeː/
تلفظ :
[d'ast b'ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دست بند اهنین
دست بند
سر دست بند
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
بگیر ببند بده دست پهلوون
دست خود را جایی یا کسی بند کردن
اگر من ایمانم را نسبت به تو از دست بدهم
چگونه دوستان را از دست بدهیم و مردم را با خود بیگانه کنیم
چگونه دوستان را از دست بدهیم و مردم را غریبه کنیم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دستبنده. [ دَ ب َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) دستبند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به دستبند شود.
فرهنگ فارسی
دستبند
کلمات مرتبط
دست بند اهنین
دست بند
سر دست بند
از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری
بگیر ببند بده دست پهلوون
دست خود را جایی یا کسی بند کردن
اگر من ایمانم را نسبت به تو از دست بدهم
چگونه دوستان را از دست بدهیم و مردم را با خود بیگانه کنیم
چگونه دوستان را از دست بدهیم و مردم را غریبه کنیم
نظرات