Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست برنجن

تلفظ بین المللی : /dˈast berˈendʒan/ تلفظ :‌ [d'ast beR'endZan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دست برجن
  • دست برنجین
  • دست آبرنجن
  • دست ابرنجن
  • دست ارنجن
  • دستوبرنجن
  • دست
  • دست افشانی
  • دست انداختن تقلیدی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست برنجن. [ دَ ب َ رَ ج َ ] ( اِ مرکب ) دستینه ای باشد از طلا و نقره و مانند آن که زنان بر دست کنند. ( برهان ) ( از آنندراج ).زیوری است مانند حلقه که زنان بر ساعد پوشند و به هندی کنگن گویند. ( غیاث ). به فتح باء است برای اینکه فتحه بدل «آ» می باشد و اصل دست آبرنجن بوده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). صاحب آنندراج در وجه تسمیه آن گوید:مرکب است از سه کلمه ، یکی دست دوم اورنج مبدل اورنگ به معنی زیب و زینت...

فرهنگ عمید

برنجن#NAME?

= برنجن

فرهنگ معین

( ~. بَ رَ جَ ) (اِمر. ) دستبند، النگو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دستبند سوار .
دستینه ای باشد از طلا و نقره و مانند آن که زنان بر دست کنند .

کلمات مرتبط

  • دست برجن
  • دست برنجین
  • دست آبرنجن
  • دست ابرنجن
  • دست ارنجن
  • دستوبرنجن
  • دست
  • دست افشانی
  • دست انداختن تقلیدی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات