کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دست اورد
تلفظ بین المللی :
/dˈast ˈovord/
تلفظ :
[d'ast 'ovoRd]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عذر به دست آوردن
دست آوردن
دست اوردن
دست پیش آوردن
دست پیش اوردن
ارتی شاو زمان چیزی است که به دست اورده ای
مهارت و نحوه به دست اوردنش
مهارت …و نحوه به دست اوردنش
شیعه و دست اوردهای ان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
result
(اسم)
اثر، نتیجه، دست اورد، پی امد، بر امد، حاصل
consequence
(اسم)
اثر، فرع، نتیجه، عاقبت، نتیجه منطقی، دست اورد، پی امد، بر امد
کلمات مرتبط
عذر به دست آوردن
دست آوردن
دست اوردن
دست پیش آوردن
دست پیش اوردن
ارتی شاو زمان چیزی است که به دست اورده ای
مهارت و نحوه به دست اوردنش
مهارت …و نحوه به دست اوردنش
شیعه و دست اوردهای ان
نظرات