کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دست ارا
تلفظ بین المللی :
/dˈast ˈaːrˈɑ/
تلفظ :
[d'ast 'a:R'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دست آرا
کسی را بی اراده الت دست کردن
دست آرائی
دست ارائی
مرد ارابه به دست
ارابه دستی
دستۀ ارایشمند
دستۀ بی ارایش
آرام دخت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( دست آرا )
دست آرا. [ دَ ] ( نف مرکب ) دست آرای. آراینده مسند و سریر ( در این جا دست به معنی مسند است ). ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( دست آرا )
دست آرای آراینده مسند و سریر
کلمات مرتبط
دست آرا
کسی را بی اراده الت دست کردن
دست آرائی
دست ارائی
مرد ارابه به دست
ارابه دستی
دستۀ ارایشمند
دستۀ بی ارایش
آرام دخت
نظرات