معانی کلمه : دزدافشار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که شریک و مددکار دزد باشد، آن که دزد را بشناسد و از مالی که او می دزدد سهمی برای خود بگیرد، شریک دزد: دلم دزد نظر، او دزد این دزد / عجب آن دزد دزد افشار چون است (مولوی۲: ۱۶۰ ).
فرهنگ معین
( ~. اَ ) (ص مر. ) شریک دزد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) معاون سارق شریک دزد .
شخصی را گویند که معاون و یاری دهنده و شریک دزد باشد . همدست دزد .
شخصی را گویند که معاون و یاری دهنده و شریک دزد باشد . همدست دزد .
