معانی کلمه : دزد زده
لغت نامه دهخدا
دزدزده. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
- امثال :
جاده دزدزده تا چهل روز ایمن است . ( امثال و حکم ).خانه دزدزده تا چهل شب امن است.
- امثال :
جاده دزدزده تا چهل روز ایمن است . ( امثال و حکم ).خانه دزدزده تا چهل شب امن است.
فرهنگ فارسی
سرقت شده . کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد .
