معانی کلمه : دزد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که مال دیگران را بی خبر و پنهانی ببرد، آن که چیزی از دیگران بدزدد.
فرهنگ معین
(دُ ) [ په . ] (ص . اِ. ) کسی که مال یا پول دیگری را مخفیانه ببرد.
فرهنگ فارسی
کسی که مال دیگران راپنهانی وبی خبرببرد
۱ - ( صفت اسم ) کسی که مال و پول دیگری را ببرد . سارق . ۲ - راهزن قطاع الطریق . یا دزد دریایی دزدی که با کشتی مخصوص به کشتی های دیگر حمله کند و اموال مسافران را سرقت کند .
ترجم. سارق است . رباینده مال دیگران
۱ - ( صفت اسم ) کسی که مال و پول دیگری را ببرد . سارق . ۲ - راهزن قطاع الطریق . یا دزد دریایی دزدی که با کشتی مخصوص به کشتی های دیگر حمله کند و اموال مسافران را سرقت کند .
ترجم. سارق است . رباینده مال دیگران
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/dezd/ دزد
مترادف و متضاد
جیببر، حرامی، راهزن، سارق، شبرو، طرار، عیار، غارتگر، قاطعالطریق، قطاعالطریق، دستکج
واژه نامه بختیاریکا
( دزد ( زوج دزد ) ) پَس بَرَک
بخو بر؛ برَک؛ بَرَک بر؛ تَریده؛ دُز؛ دست نپاک؛ گوش بُر؛ سر رَه زن؛ سَر رَه گِر
دَرقونا؛ قابنا؛ ( ور ) فینگِنا
بخو بر؛ برَک؛ بَرَک بر؛ تَریده؛ دُز؛ دست نپاک؛ گوش بُر؛ سر رَه زن؛ سَر رَه گِر
دَرقونا؛ قابنا؛ ( ور ) فینگِنا
