معانی کلمه : دریچه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. در کوچک؛ پنجرۀ خانه.
۲. روزن.
〈 دریچهٴ اطمینان: سوراخ و دریچهای که در بعضی از ماشینها ساخته میشود تا هر وقت بخار ماشین زیاد شود و خطر انفجار باشد خودبهخود باز شود و بخار زاید را خارج سازد.
فرهنگ معین
(دَ چِ )(اِمصغ . ) ۱ - در کوچک . ۲ - پنجره .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
تاخوردگی غشایی یا ابزاری مصنوعی بین حفرههای قلب که عبور خون را از بین آنها واپایش میکند
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
پنجره ی کوچک ۲اشکوب
/dariche/ پنجره ی کوچک - اشکوب
مترادف و متضاد
پادگانه، پنجره، دربچه، روزن، روزنه، گیشه
فرهنگستان زبان و ادب
{valve} [پیوند] تاخوردگی غشایی یا ابزاری مصنوعی بین حفره های قلب که عبور خون را از بین آنها واپایش می کند
