معانی کلمه : دریش
لغت نامه دهخدا
دریش . [ دِ ] (اِ) دِریس . بازیی است که آن را در ترکی طقورجین گویند. (از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 439). و رجوع به دریس شود.
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان حومه بخش شاهپور شهرستان خوی .

دریش . [ دِ ] (اِ) دِریس . بازیی است که آن را در ترکی طقورجین گویند. (از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 439). و رجوع به دریس شود.