کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دریافتن | کلماتور
معانی کلمه : دریافتن
تلفظ بین المللی :
/darjˈɑftan/
تلفظ :
[daRj'Aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
کار دریافتن
مزه دریافتن
وا دریافتن
دریافتنی
حساب دریافتنی
سند دریافتنی
راهبرد ترمیمی دریافتی
سلب انکار دریافت
ادراک و دریافت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
دریافتن. [ دَرْ ت َ ] ( مص مرکب ) یافتن به تحقیق کردن و وارسیدن. ( آنندراج ). واقف شدن و دانستن و مطلع شدن. ( ناظم الاطباء ).دانستن. درایت. تفهم. فهمیدن. فهم کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). ملتفت شدن. درک کردن. فهم کردن. ایباه.تفهم. تلقن. توجس. خشفة. ( از منتهی الارب ). ذبارة. زکن. شأن. شرح. فطانة. فطنة. فقه. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). فهم. ( دهار ). لحن. ( تاج المصادر بیهقی ). معقول. ( دهار ...
فرهنگ عمید
۱. یافتن.
۲. رسیدن به چیزی.
۳. پی بردن به امری، فهمیدن.
۴. کسی را مدد کردن و از بلا رهانیدن.
فرهنگ فارسی
رسیده بچیزی، پی بردن به امری، فهمیدن، رهانیده
یافتن به تحقق کردن و وا رسیدن فهمیدن و شناختن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
اخذ، ادراک، درک کردن، فهم، فهمیدن، گرفتن
comprehend (فعل)فرا گرفتن، درک کردن، دریافتن، فهمیدنsense (فعل)دریافتن، احساس کردن، دیدن، فهمیدن، پی بردن، حس کردنdiscover (فعل)پیدا کردن، دریافتن، کشف کردن، یافتن، پی بردن، مکشوف ساختن، من کشف کردمrealize (فعل)واقعی کردن، درک کردن، دریافتن، نقد کردن، فهمیدن، تحقق یافتن، پی بردن، تحقق بخشیدن، قوه اوردنapperceive (فعل)درک کردن، مشاهده کردن، دریافتن، بم...
واژه نامه بختیاریکا
به خرج رَهدِن
کلمات مرتبط
کار دریافتن
مزه دریافتن
وا دریافتن
دریافتنی
حساب دریافتنی
سند دریافتنی
راهبرد ترمیمی دریافتی
سلب انکار دریافت
ادراک و دریافت
نظرات