معانی کلمه : درگذرنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. رونده.
۲. پیشی گیرنده.
۳. [قدیمی] بخشاینده، عفوکننده.
۲. پیشی گیرنده.
۳. [قدیمی] بخشاینده، عفوکننده.
فرهنگ فارسی
درگذارنده عبور کننده عابر تجاوز کننده
( اسم ) عفو کننده بخشاینده در گذارنده .
( اسم ) عفو کننده بخشاینده در گذارنده .
