Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درگذرنده

تلفظ بین المللی : /darɡˌozarˈande/ تلفظ :‌ [daRg,ozaR'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • درگذارنده
  • درگیرنده
  • از پوست دراورنده
  • بلرزه دراورنده
  • درگذراندن
  • دردگیرنده
  • درگنده
  • درآورنده
  • درخورنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درگذرنده. [ دَ گ ُ ذَ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) درگذارنده. عبور کننده. عابر. تجاوز کننده. عِزْهِل. عُزهول. غابر. مارد. مَرید: أجرد؛ بسیار سبقت کننده و درگذارنده. جسر؛ شتر درگذرنده. سهم صارد؛ تیر درگذرنده. عات ، عتی ؛ درگذرنده از حد. کَسوم ، مِکلث ، همرج ؛ درگذرنده در امور. ( منتهی الارب ). مُسرف ؛ از حد درگذرنده. ( دهار ). || بخشاینده. عفو کننده : کریم ؛ درگذرنده از گناه. ( منتهی الارب ). و رجوع ب...

فرهنگ عمید

۱. رونده.
۲. پیشی گیرنده.
۳. [قدیمی] بخشاینده، عفوکننده.

فرهنگ فارسی

درگذارنده عبور کننده عابر تجاوز کننده
( اسم ) عفو کننده بخشاینده در گذارنده .

کلمات مرتبط

  • درگذارنده
  • درگیرنده
  • از پوست دراورنده
  • بلرزه دراورنده
  • درگذراندن
  • دردگیرنده
  • درگنده
  • درآورنده
  • درخورنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات