Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ درچین ورچین کر

تلفظ بین المللی : /dˈartʃin vˈartʃin kˈar/ تلفظ :‌ [d'aRtSin v'aRtSin k'aR]
لغت نامه دهخدا
  • درچین ورچین کردن
  • ترچین کردن
  • دچین وچین
  • دورچین
  • شیر برچین
  • ترچین
  • مرغانه ترچین
  • آشخال برچین
  • آشغال برچین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

درچین ورچین کردن. [ دَ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از اتباع است به معنی جمع و جور کردن. کاخالهای متفرق و پریشان شده اتاق را منظم ساختن وهر یک را بجای خود نهادن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

کلمات مرتبط

  • درچین ورچین کردن
  • ترچین کردن
  • دچین وچین
  • دورچین
  • شیر برچین
  • ترچین
  • مرغانه ترچین
  • آشخال برچین
  • آشغال برچین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات