معانی کلمه : درویشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تهیدستی، فقر.
۲. گوشه نشینی.
۳. تصوف.
۲. گوشه نشینی.
۳. تصوف.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) ۱ - فقر، تهیدستی . ۲ - گوشه نشینی . ۳ - تصوف ، عرفان .
فرهنگ فارسی
۱ - فقر تهی دستی افلاس مقابل توانگری مالداری . ۲ - زهد گوشه نشینی . ۳ - عرفان قلندری تصوف .
قریه ایست دو فرسنگ و نیمی بیشتر میانه جنوب و مشرق شنبه دهی است از دهستان شنبه بخش خورموج شهرستان بوشهر
قریه ایست دو فرسنگ و نیمی بیشتر میانه جنوب و مشرق شنبه دهی است از دهستان شنبه بخش خورموج شهرستان بوشهر
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بینیازی، تصوف، صوفیگری، قلندری
بیچیزی، بینوایی، تنگدستی، تهیدستی، فقر، گدایی ≠ توانگری
۱. بیچیزی، بینوایی، تنگدستی، تهیدستی، فقر، گدایی
۲. بینیازی، تصوف، صوفیگری، قلندری ≠ توانگری
friary (صفت)
درویشی
