درویش . [ دَرْ ] (اِخ ) نام مملکت مهدی در سودان مصر. (یادداشت مرحوم دهخدا).
درویش . [ دَرْ ] (اِخ ) لقب علی بن امیربایزید جلایر. رجوع به علی درویش در ردیف خود شود.
درویش . [ دَرْ ] (اِخ ) لقب علی درویش مشهور به سگ بچه . رجوع به علی درویش در ردیف خود شود.
خاکی
زاهد، عزلتگزین، گوشهنشین، معتکف
رهرو، سالک، صوفی، عارف، قلندر ≠ توانگر
بیچیز، بینوا، تهیدست، عایل، فقیر، مفلس، نیازمند
۱. رهرو، سالک، صوفی، عارف، قلندر
۲. بیچیز، بینوا، تهیدست، عایل، فقیر، مفلس، نیازمند
۳. زاهد، عزلتگزین، گوشهنشین، معتکف
۴. خاکی ≠ توانگر