Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درونده

تلفظ بین المللی : /darvˈandeː/ تلفظ :‌ [daRv'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • درونده فینن
  • ادم درنده خو
  • ادم درنده خو یا خائن
  • بوزینه بزرگ و زشت و درنده خوی
  • درنده خو
  • درنده خویی
  • درندهخو
  • وابسته به حشرات دونده
  • یوزپلنگ درنده امریکایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درونده . [ دَرْ وَ دَ / دِ ] (اِ) دربنده . نَجران . (ابن درید). و رجوع به دربنده شود.

درونده . [ دِ رَ وَ دَ / دِ ] (نف ) دروکننده یعنی کسی که غله می برد. (آنندراج ). کسی که غله درو می کند. (ناظم الاطباء). آنکه درود. که درو کند. (یادداشت مرحوم دهخدا). جارم . جرمة؛ خرما یا انگور دروندگان . مختلی ؛ گیاه درونده . (منت...

فرهنگ عمید

دروکننده، دروگر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه علف و غله را درو کند درو کننده .
درو کننده یعنی کسی که غله می برد کسی که غله درو می کند آنکه درود که درو کند

کلمات مرتبط

  • درونده فینن
  • ادم درنده خو
  • ادم درنده خو یا خائن
  • بوزینه بزرگ و زشت و درنده خوی
  • درنده خو
  • درنده خویی
  • درندهخو
  • وابسته به حشرات دونده
  • یوزپلنگ درنده امریکایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات