معانی کلمه : درون مایه
فرهنگ فارسی
[سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] اندیشهای اصلی که نمایشنامه یا فیلمنامه و نمایش یا فیلم براساس آن بنا میشود [موسیقی] موادی موسیقایی که کل یا بخشی از یک اثر بر مبنای آن شکل میگیرد؛ گاهی درونمایهای لحنی و قابل تشخیص دارد و گاهی به عنوان بیانی موسیقایی مستقلاً و به خودی خود قابل درک است
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{theme} [سینما و تلویزیون، موسیقی، هنرهای نمایشی] [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] اندیشه ای اصلی که نمایشنامه یا فیلم نامه و نمایش یا فیلم براساس آن بنا می شود
[موسیقی] موادی موسیقایی که کل یا بخشی از یک اثر بر مبنای آن شکل می گیرد؛ گاهی درونمایه ای لحنی...
