معانی کلمه : درون سو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
سمت درونی چیزی، طرف درون چیزی یا جایی، جهت داخلی.
فرهنگ فارسی
لبۀ درونی هر چَفته یا طاق
سمت درونی چیزی، جهت داخلی، مقابل برونسو
سوی درون جانب داخلی
سوی درون جانب داخلی
1. ویژگی دستهای از آواهای زبان که در تولید آنها جریان هوا به سمت درون آغازشگر است 2. آوایی که در تولید آن جریان هوا به سمت درون آغازشگر است
فرهنگستان زبان و ادب
{intrados, soffit} [معماری و شهرسازی] لبۀ درونی هر چَفته یا طاق
