معانی کلمه : درون ریختی حلقه ها
فرهنگ فارسی
یک همریختی از حلقهای مفروض به توی خودش متـ . درونریختی حلقهای
فرهنگستان زبان و ادب
{ring endomorphism} [ریاضی] یک همریختی از حلقه ای مفروض به توی خودش
متـ . درون ریختی حلقه ای

یک همریختی از حلقهای مفروض به توی خودش متـ . درونریختی حلقهای