معانی کلمه : دروم
لغت نامه دهخدا
دروم . [ دَ ] (ع ص ، اِ) زن کوتاه بالای بدرفتار. (منتهی الارب ). زنی که به گونه ای بد راه می رود و کوتاه قد و کوچک است . (از اقرب الموارد). || زنی که به شب آمد و شد کند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
ولایتی است بوسعت ۶۵۶٠ کیلومتر مربع
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
صدای سقوط و افتادن چیزی
/doroom/ صدای سقوط و افتادن چیزی
