Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درور

تلفظ بین المللی : /dˈoruːr/ تلفظ :‌ [d'oRu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • دِرِوِر
  • اسم دروردن
  • تیر دروردن
  • دروردن
  • دست دروردن
  • دل دروردن
  • دپ دروردن
  • بیصحاوی دروردن
  • نغمه دروردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

درور. [ دُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ دارّ. (از اقرب الموارد). رجوع به دار شود.

درور. [ دَ ] (ع ص ) ناقة درور؛ ناقه ٔ بسیارشیر،و کذا نوق درور، مفرد و جمع در آن یکسان است . (از منتهی الارب ). ناقه ٔ بسیارشیر. (از اقرب الموارد). || جنگی که خون می ریزد. (از اقرب الموارد).

درور. [دُ ] (ع مص ) ریزان کردن آسمان باران را. (از منتهی...

فرهنگ فارسی

جمع دار درر

گویش مازنی

/dar var/ برنده – رباینده - قاطع – کسی که کاری را به راحتی به پایان می رساند

کلمات مرتبط

  • دِرِوِر
  • اسم دروردن
  • تیر دروردن
  • دروردن
  • دست دروردن
  • دل دروردن
  • دپ دروردن
  • بیصحاوی دروردن
  • نغمه دروردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات