درود. [ دُ ] (اِ) نام روز پنجم از خمسه ٔ مسترقه ٔ سالهای ملکی . (برهان ) (جهانگیری ).
درود. [ دُ ] (اِ) (در قدیم با واو مجهول ) چوب و درخت و تخته ، واز این جهت چوب تراش را درودگر گویند. (از برهان ).
درودن#NAME?
۱. سلام.
۲. ثنا؛ ستایش.
۳. نیایش؛ دعا.
۴. رحمت.
( ~.) (اِ.) 1 - چوب ، تخته . 2 - درخت بریده شده .
(دُ) [ په . ] (اِ.) 1 - دعا، ستایش . 2 - سلام ، رحمت .
(تلفظ: dorud) ستایش ، ثنا ، سلام و آفرین ، سلام و آفرین بر تو (شما) باد .
رحمت
ثنا، دعا، ستایش
آفرین، تحیت، دعا، سلام
۱. ثنا، دعا، ستایش
۲. آفرین، تحیت، دعا، سلام
۳. رحمت