Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درواه

تلفظ بین المللی : /darvˈɑh/ تلفظ :‌ [daRv'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • درواه شمو
  • درواه چان
  • پل درواه ناخ
  • چم درواهی
  • درواهنگ
  • درواهی
  • دهستان درواهان
  • دهستان درواهی
  • ریزک دروایان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درواه . [ دَرْ ] (ص مرکب ) دروای . دروا. درواژ. ضروری . (برهان ) (آنندراج ). لازم . واجب . مهم . (ناظم الاطباء).
- درواه تر ؛ لازمتر. الزم . (ناظم الاطباء).
|| سزاوار. شایسته . (ناظم الاطباء). و رجوع به دروا و دروار و دروای شود.

درواه . [ دَرْ ] (ص مرکب ) دروا. دروای . سرنگون . (برهان )(آنندراج ). معلق . اندروا. || حیر...

فرهنگ عمید

دروا#NAME?

= دروا

فرهنگ فارسی

( صفت ) اندروای دروای .

کلمات مرتبط

  • درواه شمو
  • درواه چان
  • پل درواه ناخ
  • چم درواهی
  • درواهنگ
  • درواهی
  • دهستان درواهان
  • دهستان درواهی
  • ریزک دروایان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات