Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درنگریستن

تلفظ بین المللی : /darnˈeɡarˌistan/ تلفظ :‌ [daRn'egaR,istan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • درنگرستن
  • درنگرفتن
  • ورنگریستن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درنگریستن. [ دَ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) نگریستن. درنگرستن. نگاه کردن بدقت. نظاره کردن. دیدن : هر کجا درنگری سبزه بود پیش دو چشم هر کجا درگذری گل سپری زیر قدم.فرخی.این طرفه درنگر تو که بر روی او گلست وَاندر دل منست همه ساله خار او.فرخی.هر چند بدین سعتریان درنگرم من حقا که به چشمم ز همه خوبتر آئی.منوچهری.تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری که به چشم تو چنان آید چون درنگری.منوچهری.چون باد بدو درنگرد دلْ...

فرهنگ عمید

۱. نگریستن، نگاه کردن، نظرکردن.
۲. [مجاز] دقت کردن.

فرهنگ فارسی

نگریستن در نگرستن نگاه کردن بدقت نظاره کردن دیدن

کلمات مرتبط

  • درنگرستن
  • درنگرفتن
  • ورنگریستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات