Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درنگ دادن

تلفظ بین المللی : /dˈeranɡ dˈɑdan/ تلفظ :‌ [d'eRang d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دنگ دادن
  • درنگی دادن
  • درنگ
  • درنگ کننده
  • درنگ کردن
  • درنگ درینگ
  • درنگ درنگ
  • درنگ آباد
  • درنگ آمدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درنگ دادن. [ دِ رَ دَ ] ( مص مرکب ) مهلت دادن. زمان دادن : چوضحاکش آورد ناگه به چنگ یکایک ندادش زمان درنگ.فردوسی.زمانه ندادش بر آن بر درنگ به دریا بس ایمن مشو از نهنگ.فردوسی.زمانه زمانی ندادش درنگ شد آن شاه هوشنگ با رای وهنگ.فردوسی.چو اسفندیار اندر آمد به جنگ ز کینه ندادش زمانی درنگ.فردوسی. || اقامت دادن. سکونت دادن. مسکن دادن. جا دادن : بدین خانه امشب درنگم دهی همه مردمی باشد و فرهی.فردوسی....

فرهنگ فارسی

مهلت دادن زمان دادن اقامت دادن سکونت دادن مسکن دادن جا دادن

کلمات مرتبط

  • دنگ دادن
  • درنگی دادن
  • درنگ
  • درنگ کننده
  • درنگ کردن
  • درنگ درینگ
  • درنگ درنگ
  • درنگ آباد
  • درنگ آمدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات