معانی کلمه : درن
لغت نامه دهخدا
درن . [ دَرَ ] (اِخ ) کوهی است به بربر غربی . (منتهی الارب ).
درن . [ دُ ] (اِخ ) از خاورشناسان است و در زبان مازندرانی مطالعاتی دارد.
فرهنگ عمید
چرک، ریم.
فرهنگ معین
(دَ رَ ) [ ع . ] (اِ. ) چرک ، ریم .
فرهنگ فارسی
نقاش فرانسوی (و.شاتو۱۸۸٠ - ف. ۱۹۵۴ م. ) وی بسوی قسمتی ازکلاسیسیم توجه داشت .
( اسم ) چرک شوخ .
از خاور شناسان است و در زبان مازندرانی مطالعاتی دارد
( اسم ) چرک شوخ .
از خاور شناسان است و در زبان مازندرانی مطالعاتی دارد
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
( درن + ) درخت تمشک
