کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه درمانده-کردن | کلماتور
معانی کلمه : درمانده کردن
تلفظ بین المللی :
/darmˈɑndeː kˈardan/
تلفظ :
[daRm'Ande: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عاجز و درمانده کردن
درمان کردن
درمانده
درمانده و بیچاره شدن
دولت درمانده
خسته و درمانده
رو درماندن
درمانکده
درماندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درمانده کردن. [ دَدَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مانده کردن. عاجز کردن. ناتوان ساختن. اًعضال. اًعیاء. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مانده کردن عاجز کردن ناتوان ساختن
کلمات مرتبط
عاجز و درمانده کردن
درمان کردن
درمانده
درمانده و بیچاره شدن
دولت درمانده
خسته و درمانده
رو درماندن
درمانکده
درماندن
نظرات