Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ درمالیده

تلفظ بین المللی : /darmˈɑlidˌeː/ تلفظ :‌ [daRm'Alid,e:]
لغت نامه دهخدا
  • درمالیدن
  • درمانده و بیچاره شدن
  • درمانکده
  • عاجز و درمانده کردن
  • پاچه ورمالیده
  • درمانده
  • دولت درمانده
  • درمالی
  • خسته و درمانده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

درمالیده. [دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مالیده. نیم گرد. دوردار. بدون تیزه : دیوار مسجد [ مسجدالحرام ] قائمه نیست و رکنها درمالیده است تا به مدوری مایل است ،که چون در مسجد نماز کنند از همه جوانب روی به خانه باید کرد. ( سفرنامه ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 91 ).

کلمات مرتبط

  • درمالیدن
  • درمانده و بیچاره شدن
  • درمانکده
  • عاجز و درمانده کردن
  • پاچه ورمالیده
  • درمانده
  • دولت درمانده
  • درمالی
  • خسته و درمانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات