(آذری؛ تبریز) یِکَهْ.
از هم پاشیده
۱گذری ۲پررو – بی حیا
۱خشن – سفت – زبر ناهموار – درشت ۲کلفت
تکیه ای: dorošt / gord
طاری: dorošt
طامه ای: dorošt
طرقی: dorošt / gord
کشه ای: dorošt
نطنزی: dorošt
بدرام، خشن، زبر، زفتی، زمخت، سخت، سنگین، صلب، ضخیم، فربه، گنده، ناهموار، ناهنجار، هنگفت ≠ نرم، هموار