کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : درست کردن موی سر
تلفظ بین المللی :
/dˈorost kˈardan mˈuːj sˈar/
تلفظ :
[d'oRost k'aRdan m'u:j s'aR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
درست کردن
املت درست کردن
با استادی درست کردن
با خدعه و فریب درست کردن
اجمالا درست کردن
بد درست کردن
پاپوش درست کردن
حصار درست کردن
حوض درست کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
dress
(فعل)
لباس پوشاندن، پانسمان کردن، مزین کردن، لباس پوشیدن، ملبس کردن، جامه بتن کردن، درست کردن موی سر
کلمات مرتبط
درست کردن
املت درست کردن
با استادی درست کردن
با خدعه و فریب درست کردن
اجمالا درست کردن
بد درست کردن
پاپوش درست کردن
حصار درست کردن
حوض درست کردن
نظرات