Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درزیو

تلفظ بین المللی : /darzˈiv/ تلفظ :‌ [daRz'iv]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • درزیوه
  • خوردگی درزیوه
  • ریل بند میان درزی
  • علی درزی
  • کاسه ٔ دریوزه
  • منفذ درزی
  • دریوزهگر
  • گچ درزیگران
  • درایو دیسک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درزیو. [ دَ وْ ]( اِخ ) قریه ای بوده است در سه فرسخی سمرقند. و نسبت آن درزیونی شود با افزودن نون. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

قریه ای بوده است در سه فرسخی سمرقند و نسبت به آن در زیونی شود با افزودن نون

کلمات مرتبط

  • درزیوه
  • خوردگی درزیوه
  • ریل بند میان درزی
  • علی درزی
  • کاسه ٔ دریوزه
  • منفذ درزی
  • دریوزهگر
  • گچ درزیگران
  • درایو دیسک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات