Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درداشام

تلفظ بین المللی : /dardˈɑʃˈɑm/ تلفظ :‌ [daRd'AS'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دردآشام
  • خاصیت درکشی یا دراشامی
  • دراشام
  • دراشامیدن
  • دردیآشام
  • درآشامیدن
  • دراشامان
  • دردآشنا
  • درداشنا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( دردآشام ) دردآشام. [ دُ ] ( نف مرکب ) دردآشامنده. آشامنده درد. آنکه جام شرابی را تهی می کند و تا ته آن می آشامد. ( ناظم الاطباء ). توسعاً شرابخوار : می با جوانان خوردنم خاطر تمنا می کندتا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را.سعدی.درین سماع همه ساقیان شاهدروی برین شراب همه صوفیان دردآشام.سعدی.مستی از من پرس و شور عاشقی آن کجا داند که دردآشام نیست.سعدی.آن حریفی که شب و روز می صاف کشدبود آیا که کند...

فرهنگ عمید

( دردآشام ) آن که جام باده را تا ته بیاشامد، دردآشامنده، دردنوش، باده خوار.

فرهنگ معین

( دردآشام ) ( ~. ) (ص فا. ) آن که جام باده را تا ته بنوشد.

فرهنگ فارسی

( درد آشام ) ( صفت ) کسی که جام را تا ته میاشامد .

کلمات مرتبط

  • دردآشام
  • خاصیت درکشی یا دراشامی
  • دراشام
  • دراشامیدن
  • دردیآشام
  • درآشامیدن
  • دراشامان
  • دردآشنا
  • درداشنا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات