کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : درد زیده
تلفظ بین المللی :
/dˈard zˈejdeː/
تلفظ :
[d'aRd z'ejde:]
پیمایش سریع
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
درد زیدن
ران نمک زده و دود زده خوک
زیاده روی در کار
دری زاده عبدالله بی
دود زده
کاسبی در لباس نجیب زاده ها
از این در به اون در زده شدن
هر جای دزد زده تا چهل روز امنه
داد زیدَن
واژه نامه بختیاریکا
واژه نامه بختیاریکا
( دَرد زِیدِه )
درد زده؛ دچار درد؛ بیمار
کلمات مرتبط
درد زیدن
ران نمک زده و دود زده خوک
زیاده روی در کار
دری زاده عبدالله بی
دود زده
کاسبی در لباس نجیب زاده ها
از این در به اون در زده شدن
هر جای دزد زده تا چهل روز امنه
داد زیدَن
نظرات