Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درد دل کردن

تلفظ بین المللی : /dˈard dˈel kˈardan/ تلفظ :‌ [d'aRd d'el k'aRdan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • اعتراف و درد دل کردن
  • جان در سر دل کردن
  • دد دکردن
  • درد دل
  • دل درد
  • ناخن در دل زدن
  • در دل نگاه داشتن
  • در دل دریا
  • دل در بموئن
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

درد دل کردن.[ دَ دِ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زاری کردن. ( غیاث ). زاری نمودن و درد دل گفتن و خالی کردن. ( از آنندراج ).اندمه نزد کسی داشتن. گفتن و شرح کردن کسی دیگری راغم و اندوه و ناگواری های زندگی خود یا پیش آمدن ناملائمی را. غمهای خود را برای دوستی گفتن بی چشم غمگساری. غم و اندوه خود را شرح دادن بی قصد استمدادی. غم و شادی بگفتن. نالیدن. بنالیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). غم و غصه خود را بازگو کرد...

مترادف و متضاد

confabulate (فعل)
خیال بافی کردن، صحبت کردن، درد دل کردن

کلمات مرتبط

  • اعتراف و درد دل کردن
  • جان در سر دل کردن
  • دد دکردن
  • درد دل
  • دل درد
  • ناخن در دل زدن
  • در دل نگاه داشتن
  • در دل دریا
  • دل در بموئن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات