درخواه کردن. [ دَ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درخواست کردن. استدعا کردن. تقاضا نمودن : کسی که جام میش در ازل نصیب افتادچرا به حشر کنند این گناه از او درخواه.خواجه شیراز( از آنندراج ).چون عبداﷲ از قم به حضرت رشید رسید یکهزار درهم از خاصه مال خود به رشید بخشید و از او درخواه کرد که قم را از اصفهان جدا گرداند. ( تاریخ قم ص 31 ). اهل همدان درخواه و التماس کردند که از بقایا جهت ایشان هزارهزار درهم بی...