Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درخشش

تلفظ بین المللی : /derˈaxʃeʃ/ تلفظ :‌ [deR'axSeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • درخشش محمد
  • درخشش هوا
  • درخشش ابدی یک ذهن پاک
  • درخشش چیزی در تاریکی
  • درخشش ابن رشد در حکمت مشاء
  • درخشش زادگاه
  • ثابت بینی درخشش
  • تردید در درخشش
  • درایه درخشش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

درخشش. [ دُ / دَ / دِ رَ ش ِ ] ( اِمص ) عمل درخشیدن. اسم از درخشیدن. درخشندگی. روشنی. رونق. تابداری. ( ناظم الاطباء ). پرتوافکنی. روشنی دهی :
میان بزرگان درخشش مراست
چو بخشایش و داد و بخشش مراست.
فردوسی.
- درخشش جای ؛ جایی که آفتاب و ماه طلوع میکند. مشرق. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

پرتو دادن، فروغ و روشنی دادن.

فرهنگ معین

(دَ یا دِ رَ ش ) (اِمص . )روشنی دادن .

فرهنگ فارسی

درخشیدن
( اسم ) پرتو افکنی روشنی دادن .

دانشنامه عمومی

درخشش یکی از جنبه های بینایی است که در آن به نظر می رسد یک منبع در حال تابش یا بازتاب نور است. به بیان دیگر، درخشش درک حاصل از درخشندگی یک هدف دیداری است. درخشش صفت/ویژگی ذهنی شی ای است که دیده می شود.درخشندگیفروزندگیپیش ترها از «درخشش»∗ به عنوان هم معنی اصطلاح نورسنجیِ درخشندگی∗ و (به صورت نادرست) برای اصطلاح پرتوسنجی تابندگی∗ استفاده می شد. اما مطابق FS-1037C از واژه نامهٔ فدرال اصطلاحات مخابرات...

نقل قول

درخشش (فیلم). درخشش تنها فیلم استنلی کوبریک در ژانر وحشت محسوب می شود. فیلم بر اساس داستانی به همین نام از استیون کینگ ساخته شد و به عنوان ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما نام برده می شود.
•
wikiquote: درخشش_(فیلم)

مترادف و متضاد

برق، پرتو، پرتوافکنی، تلالو، جلا، درخشندگی، روشنی، فروغ

spangle (اسم)پولک، درخشش، پولک وسنگهای بدلی زینت لباس، هر چیز زرق و برقدارsparkle (اسم)جرقه، برق، درخشش، تلالوscintillation (اسم)جرقه، برق، درخشش، برق زنیshine (اسم)پرتو، فروغ، تابش، برق، روشنی، سو، درخشش، پرتلالوء، براقیluminosity (اسم)فروغ، درخشش، نور افکنی، فروزندگی، جسم نورانیluster (اسم)درخشندگی، جلوه، لوستر، درخشش، زرق و برق، فره،...

واژه نامه بختیاریکا

گُل گُل؛ بِرق

کلمات مرتبط

  • درخشش محمد
  • درخشش هوا
  • درخشش ابدی یک ذهن پاک
  • درخشش چیزی در تاریکی
  • درخشش ابن رشد در حکمت مشاء
  • درخشش زادگاه
  • ثابت بینی درخشش
  • تردید در درخشش
  • درایه درخشش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات