کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : درخشان ساختن
تلفظ بین المللی :
/derˈaxʃɑn sˈɑxtan/
تلفظ :
[deR'axSAn s'Axtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
درخشان
درخشان شدن
درخشان و زودگذر
درخشان کردن
درخشان حمید
درخشان بالان
درخشان مهدی
درخشان پرتوی از اصول کافی
الماس درخشان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
illuminate
(فعل)
روشن کردن، منور کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانی کردن
کلمات مرتبط
درخشان
درخشان شدن
درخشان و زودگذر
درخشان کردن
درخشان حمید
درخشان بالان
درخشان مهدی
درخشان پرتوی از اصول کافی
الماس درخشان
نظرات