معانی کلمه : درایت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آگاهی داشتن، دانستن، دریافتن.
فرهنگ معین
(دِ یَ ) [ ع . درایة ] ۱ - (اِمص . ) دریافت ، آگاهی . ۲ - (اِ. ) مزاج ، عادت . ۳ - سرشت ، نهاد. ۴ - (مص م . ) دانستن ، دریافتن .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
آگاهی، ادراک، تدبیر، دانایی، فراست، کیاست، هوش
tact (اسم)
ملاحظه، نزاکت، کاردانی، سلیقه، درایت
